I wish you loved me

تو چه ارام امدی

 «آمدی

 مغرور

 بی کلام

 در نگاهت هزارمعما

 و برلبانت مهر خاموشی..

 اندکی گذشت..

 آرام آرام نزدیک شدی

 مغرور

 بی کلام

 کمی مهربان!!

 وعشق را

 به امانت به من دادی و دورشدی!!..»

 


+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٧ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

تنها میان تن ها

باران می بارد , شهر تنهاست و تنها همدمش حس سستی قدم های بی پایان من ,

...صدای هق هق آسمان سکوتم را پر بار تر میکند

,, در این کوچه امتداد روشنایی تاریکیست ,

میروم با تردید , با غم , خیس خیس از باران, ولی سوزان ...باران می بارد ,

دیگر عابری در این کوچه نمانده , آخرین عابر شهر می رود امشب , زیر باران خسته, غمین, پر درد..

 

+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/۱۱/٥ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

برف سپید

امروز ؛

برف سپید

همه رد پاهای تو را پوشاند

منِ لنگ، ماندم وُ            

پایِ لیز خوردهء خاطره.

هم قدم هم،

چند کلمهء گنگ

یادگارِ شعر وُ چای قند!

چاره ای نبود من به اجبار تو شاعر شدم..

 

+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٩/٩ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

نهفته در خاک

خندیدی و گفتی:

اگر شاعر شادی باشم

تا ابد خواهی ماند

فردا روز"

تو مانده بر سر قولت

در ابدیت خاک خفته بودی

من بد قولش

اما

راوی قصه هزار غصه بودم!

 

 

 

+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/۸/۱٩ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

گردون روزگار

زمین ان قدر گرد خودش پیچید 

که او 

با شاعری رفت..که شعر های مرا برده بود

و دنیا ان قدر از چشمم افتاد

که سیب را از سقوط اثبات کردم

حالا نیوتن هم 

پای لبخند من فلاش می زند"""""

 



+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/۸/۱٥ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

اغاز یک بی پایان

و پاییز به این جا رسید با صدایی پر از خاکستر

و بستری پوشیده از رویا های دلسرد

تصاویری درهم شکسته و زرد

که فقط دل می شناسد ان ها را

و اما این دل در این شب ها

مثل دهکده ای که در هیچ نقشه ای ثبت نیست..

 

 


+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/۸/٤ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

توفان خاموشی

مرا از این طوفان نترسان!

تو پر از خشم می شوی و من مملو از ارامش

که هنوز..

جایم میان چنگال های امن است

 مرا از این پریشانی گره خورده در تار و پود چشمهایت نترسان!!

هراس تو اطمینان من است..

 

+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٧/٢٩ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

پایان قصه

در ناگاهی قطره اشک

حجم خاطره بر باد رفت

کلام در سردر گمی شعر ماسید

به گمانم در سردی فاصله هاپایان قصه ما نزدیکـ است



+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٧/۱ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

تمنای وجودم

گفتی مسافرم

مرا مجال ماندن بیش از دو روز نیست

هنگام رفتنت ان کاسه ی اب که دستم بود

امید باز گشت تو را در دلش نداشت

با اب جای پای تو را محو می کنم

تنها همین..

 

 

+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٦/۱٩ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

نگارش دلنوشته ها

مهم نیست نگارش دلنوشته ها چه ناگفته ها را بدانی!

چه ندانی!

یا در تکرار واژه ها در مانده ام کنی؟

مهم نیست حضور فاصله های سرد و یخی را..

مهم این است که شعله کلام صبرم را به اتش کشید و توشه خاطره هایمان را به یغما برد

خدای من معنا گرفت در گل بابونه و شب در راز ساحل و دریا

نگران فاصله نیستم که فاصله هم زیباست..

 


+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٦/۱٠ساعت ٤:۱۳ ‎ق.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

عاشقی نا ارام

من همینم بی تو یادی از قفس افتاده

یا پری خون الود در قفس افتاده "  من همینم بی تو تکه ابری تنها "سنگی از یک دیوار

ساده باشم یا نه " وقتی ادم تنهاست

بی تو بودن دشوار " با تو بودن رویاست

بی تو سرگردانم در مداری گمنام"  می گریزم از خود

عاشقی نا ارام..

 


+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٥/۳۱ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

نت خاموش

و زیبا ترین نت خاموش پشت پنجره

سکوت..

با خاطراتی ماندگار بین من و تو ..

می خواهم بنویسم از تلافی باران نسیم

از وزش باد روی گلبرگ اقاقی

از اشک شقایق روی خاک باران خورده

از توی بی من..

شایــــــد که دیگر باران نبارد..


+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٥/٢٤ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

بیقراری های من

بیقرار که می شوم ..

تمام قرار هایمان یادم می اید

حسی مبهم احاطه ام می کند..در قفسی از اندوه

لبخندی تلخ از جنس اشک و باران

در خیالم پشت سرت اب می ریزم تا پاک شود هر انچه از تو در خیالم بود..

فراموشت کردم ولی..

در خاطرت بماند قرارمان بی قراری نبود..

الـــــهـــــه

 


 

 

+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٥/۱٩ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

در حسرت اغوش تو

خاطرم هست اسمان همین چند وقت پیش هم همین رنگ بود

همین رنگـ امروز که تو مرد هزار دل شدی

مردی که قبلها در خطوط دفترم یک دل هم نداشت

 


+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٥/۱٥ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

پرشان باور

از این تکرار ساعت ها..از این بیهوده بودن ها...

از این بی تاب ماندن ها..از این تردید ها..

نیرنگها ..اشک ها..غم ها..

از این رنگین کمان سرد ادمها.. و مرگ باور ها و رویا ها بیزارم

دلم پرواز می خواهد..


+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٥/۱٠ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

رها در باد

ارزو هایی در زندگی است که باید از ان ها گذشت...

گاهی باید ارزو هایت را مانند قاصدک بگذاری کف دست

و بسپاریشان به دست باد

تا بروند و سهم دیگری شوند

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در ان هیچ بادی نمی وزد..



 

+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٥/٥ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

کوله تنهایی

قهوه ام را تلخـ تلخـ سر می کشم 

با رود خانه خداحافظی می کنم  دریا را می بوسمـ

بغض هایم را داخل جیبم می گذارم  کوله تنهایی ام را به دوش می گیرم

و رو به راه ی که هیچ وقت سر امدن نداشتی راهی می شوم..



+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٤/٢٧ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

نقاب خندان

عشق همین خنده های ساده توست

وقتی با تمام غصه هایت می خندی

تا از تمام غم هایم رها شوم...



+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٤/٢٢ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

فریاد خاموشی

ان قدر فریاد هایم را سکوت کرده ام

که اگر به چشمانم بنگرید کر می شوید

نگاه کن ان دور دست ها

یکیــ تنها به انتظار ایستاده

لبخندی عاشقانه را!

دستی برایش تکان بده تا بشکند حصار تنهایش را..!

 


+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٤/۱۱ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

در خاطرت بماند

راوی قصه عاشق دخترک شده بود...!

غصه را طولــــ می داد..!

تا شاهزاده ی

قصه کمی دیر تر برسد

 

 

 

+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٤/٥ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

گمشده در خیال

دلگیر تر از همه " دلسرد تر از یخ  " دلگرم تر از خورشید اری این منم که در تکاپوی

خیالم فراموش شده در سرزمین فراموش شدگان به دنبال احساسم می گردم

گشتن به دنبال چیزی که روزی در اعماق قلبم جایی که هیچ کس نفهمید اشیان داشت

عجیب است نه!

الـــــهــــه

 

+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/۳/٢٥ساعت ٤:٠٥ ‎ق.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

فریاد سکوت

وقتی که نمی توانی بوسیله کلمه ها صداقت شقایق را به قلبت ثابت کنی

وقتی کلمه ها دست به دست هم می دهند تا تو را در گذر زمان به دست بیابان

تنهایی و فراموشی بسپارند وقتی کلمه ها ان قدر لطف ندارند تا دستانت را برای سرودن

شعری یاری کنند وقتی که می فهمی باید از کلمات هم باید نا امید شوی ان وقت

سکوت زیبا می شود ان وقت سکوت بلند ترین فریاد می شود......................


 

+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/۳/٢٢ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

همانند برف

این بار که فلبم شکست از خدا و اسمانش هیچ طلب نکردم!

خدا این بار گریه نکرد!

اشک نریخت از غم دلشکستگی ام!

سفید پوشاند همه جا را...

پاکــــــ پاکـــــ

شاید به حرمت پاکی احساسم

 


 

+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/۳/۱۸ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

عشق های تو...

عشق هایت را مانند کانال تلویزیون عوض می کنی و با افتخار می گویی

عشق برایت این چنین است!

و من می خندم به برنامه هایی که هیچ کدام ارزش دیدن ندارند!

به تو که فکر می کنم بی اختیار به حماقت خود لبخند می زنم

سیاه لشکری بودم در مقابل عشق تو و فکر می کردم بازیگر نقش اولم

 



+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/۳/۱۳ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

عشق حاکم می شود

روز اخر دست اخر

من ورق را با دلم بر می زنم!

بار دیگر حکم کن اما نه بی دل با دلت حکم کن" حکم دل..

هر که دل دارد بیاندازد وسط تا که ما دلهایمان را رو کنیم 

دل که روی دل بیافتد عشق حاکم می شود

پس به حکم عشق بازی می کنیم                                                                              


 

+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/۳/۸ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

دروغ شیرین

خسته ام خسته از غم هایی که تلخیشان برایم ناباور است

و به خاطر اوردنشان برایم عذابی دردناک

دلگیرم از این دنیا که همیشه روی سیاهش را یاد اور من بود و تنها دلخوشیم

تیکه کلام کسی بود که می گفت دوستت دارم و من بیهوده بهش تکیه داده بودم

"الهه"


 

+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٢/٢۱ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

فراموش شده

چشمانم خیس و دلم بارانیست

دیگر شمار غم هایم را از اذدحام این خاطر شلوغ از یاد برده ام

خدایا فریادم را نا دیده نگیر دیگر توانی ندارم..

 



+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٢/۱٤ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

حقیقتی تلخ

خیانت واژه تلخی ست حقیقتی زهر اگین...

فرود دشنه پی در پی بر پیکره ی دوستت دارم ها

هرگز تبره ای نیست

انکه را چنین به کشتن قلب اهنگین عشق برخاست و دلی را که پژمرد..

 


 

+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/٢/٥ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]

تلخی بی پایان

از حقیقت های تلخ خسته ام

یک دروغ شیرین بگو

بگو دوستت دارم...

 

 

+ نوشته شده در  ۱۳٩٠/٦/٥ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ  توسط Elahe  نظرات () ]